در نيمهٴ اول سدهٴ چهاردهم در اتيوپي يك رونق فرهنگي براثر نفوذ عَمدَه صيون پادشاه نيرومند اتيوپي (1314 ـ 1344) و سلاماي مطران پديد آمد. سلامه، كه مانند همهٴ شخصيتهاي عاليمقام كليسا از مصر آمده بود، ترجمههاي كتاب مقدس را براساس نمونههاي عربي تصحيح كرد، يا ديگران را به اين كار واداشت. او همچنين مدرسهاي براي ترجمه از عبري (و قبطي) به گعزي پديد آورد كه تا آغاز سدهٴ پانزدهم دوام يافت و شامل كتابهاي عبادي و رهباني، احوال قديسان و كتاب غيرقانوني
اعمال رسولان بود. عَمدَه صيون به سلامه فرمان داد تا تاريخ جديدي بنويسد و كتابي در آيين پادشاهي و رسوم درباري تأليف كند و ترجمههاي بيشتري از عربي انجام دهد. ترجمهٴ
سفر يوسيپون و المجموع المبارك مكين (سيزدهم ـ 2) ممكن است مربوط به زمان او باشد، ولي به احتمال بيشتر از دورههاي بعدي است.
معلومات دربارهٴ اتيوپي و زبان اتيوپيايي اگر هم در كشورهاي ديگري وجود داشت، بسيار محدود بود. قديمترين گزارش را كوسماس هندپيما (ششم ـ 1) نوشته بود. افسانههاي ((يوحناي عابد)) (دوازدهم ـ 2) شامل عناصر اتيوپيايي بود كه بدبختانه از بقيه تشخيص داده نشد. در بلانكورنا تأليف رامون لول (سيزدهم ـ 2) كه درحدود 1283 تأليف شده و همچنين در گزارشهاي جوواني مونته كوروينويي (سيزدهم ـ 2) و ماركوپولو (سيزدهم ـ 2) اشاراتي به اتيوپي وجود دارد. به گفتهٴ گيورگيوس پاكيمِرِس (سيزدهم ـ 2،
مقدمه 2، 1835)، ميخائيل پالئولوگوس از پادشاه حبشه يك زرافه به رسم هديه دريافت كرد. بايستي بطريقان قبطي اطلاعات بيشتري دريافت كرده باشند و بخشي از آن در تاريخ مكين (سيزدهم ـ 2) و تاريخ مفضل بن ابيالفضايل ذكر شده است. تنها كسي كه علاقهاي به زبان حبشي نشان داد زبانشناس بزرگ ابوحيان بود، ولي كتاب او در اين زمينه هنوز منتشر نشده است.
20. عبري
عبري يكي از مهمترين زبانهاي سدهٴ چهاردهم بود، نه تنها از آن جهت كه مورد استفادهٴ جمعي از فضلا قرار ميگرفت، بلكه در عين حال تقدس آن كاملاً درك شده بود. نهتنها يهوديان مورد آزار آن را درك كرده بودند، بلكه مسيحيان هم از آن آگاهي داشتند و همچنين مسلمانان كه در قرآن اشارات بسيار به عهد عتيق مييافتند.1 قدمت آن نيز درك شده بود، گرايش عمومي در همه جا